سفرنامه مشهد - قسمت چهارم
پسر گلم سلام چهارشنبه 14 ام تيرماه چهارمين روز از سفرمون بود . صبح زود از خواب بيدار شديم و بعد از خوردن صبحانه راهي حرم شديم . هوا نسبتا گرم بود . خاله مريم زيارت كرده بود و در اتاق حر عاملي منتظر ما بود . اونجا خيلي خنك بود . من به تو يه كم شير دادم و تو را پيش خاله جون گذاشتم و با خاله زهرا براي زيارت رفتيم . خود حرم خيلي شلوغ بود . بعد از زيارت كه حدودا 40 دقيق اي شده بود برگشتم كه تو گشنه شده بودي و يه كم از حريره اي كه برات درست كرده بودم را خورده بودي با يه كم بيسكوييت مادر، وقتي منو ديدي شير خوردي و خوابيدي. مامان جون گفتند كه تو را كنار پنجره فولاد واسه تبرك بردند . درضمن آب سقاخونه هم خورده بودي كه من گفتم آخه آب جوشيده نشده كه م...
نویسنده :
ماماني و بابايي
14:07





