اميررضااميررضا، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه و 19 روز سن داره

عشق ماماني و بابايي

اندر احوالات اين ايام...

1391/4/8 9:38
254 بازدید
اشتراک گذاری

گل پسرم سلام

عزيزم بيرون اومدن دومين مرواريدت را بهت تبريك ميگم،الان دوتا مرواريد خوشكل داري:

اولي جلو،پايين،سمت راست و دومي جلو،پايين،سمت چپ،الهي فدات بشم كه با اون دندونات اينقده خوردني ميشيماچ

مامان جان، شما در گفتن كلمه دده بسيار استاد شدي،البته هم در گفتن،هم در عمل،عزيزم نه به قبلا كه وقتي مي اومديم خونه آروم ميشدي، نه به الان كه تا پامون ميذاريم داخل خونه گريه مي كني و ميگي دده!!! ددري شدي خفنniniweblog.com

الان دارم روي كلمه بابا باهات كار مي كنه كه بگي بابا و ذل بابايي را به قول ما يزذيا خش كنيniniweblog.com

عزيزم سه شنبه( 6 تيرماه 1391) به همراه مامان بزرگ و پرنيا رفتيم مولودي، تا خانما دست ميزدند ميخنديدي و آروم بودي و وقتي كل مي كشيدند، ميترسيدي و خودتو مي انداختي تو بغلم، بعد مولودي هم ياد رفته بودي كه واسه خودت دست بزني،البته قبلا بلد بودي كه يادت رفته بودniniweblog.com

 

الانم كه ديگه غلط ميزني و از اينور اتاق به اونور مي غلطي،راستش الان يه كم خطرناك شدي...

عزيزم غذايي كه الان مي خوري حريره بادوم و سوپه كه سوپ را دوست نداريسبز، نمي دونم چي كار كنم،تو را خدا بد غذا نباش

عزيزم خيلي دوستت داريم،بوووسسسماچقلب

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)