عيد سعيد فطر
گل پسرم سلام امسال مطابق سال هاي قبل، صبح كه از خواب بيدار شديم، با بابايي تصميم رفتيم كه بريم مسجد، واسه خوندن نماز عيد، البته فرقش در اين بود كه تو گل پسر هم قرار بود با بيايي... متاسفانه بعد از رسيدن به مسجد ديديم كه اي دل غافل، امسال نماز را زودتر خوندند، يه چند تا مسجد ديگه هم رفتيم ولي همه جا نماز را خونده بودند، واسه همين دل شكسته و غصه دار برگشتيم خونه، حتما قسمت نبوده... بعد از خوردن صبحانه، خونه مامان جون رفتيم، اونجا يه كم خوابيدي و بعد سرحال شدي و رفتيم خونه مامان بزرگ، ناهار اونجا بوديم و شب هم براي عرض تبريك عيد به باباحاجي يدالله رفتيم خونه عمه، بعد هم با مامان جون اينا و خاله مريم اينا و دايي علي رضا اينا و خاله ز...
نویسنده :
ماماني و بابايي
0:21


