روزهاي اول سال
گل پسمل سلام امسال سال تخويل حدوداي ساعت 8:50 صبح بود. تو روز قبلش قرار بود با مامان جون بري حموم كه به دليل يك سري كارهاي عقب افتاده،نشد. صبح كه از خواب پا شدي خودتو خيس كرده بودي واسه همين با بابايي تصميم گرفتيم خودمون حمومت كنيم و اين اولين باري بود كه توي خونه خودمون حموم كردي لحظه سال تحويل خيلي لحظه زيبايي بود چون اولين سالي بود كه سه تايي كنار هم بوديم...عزيزم خدا را خيلي شكرگذاريم كه تو به جمع دو نفره مون اضافه شدي بعد از لحظه سال تحويل نوبت به ديد و بازديد رسيد كه اول به خونه مامان جون رفتيم و دايي هاي مامان اونجا بودند،چشمت روز بد نبينه كلي غريبي كردي و گريه بعد از اونم خونه مامان بزرگ رفتيم،اونجا با...
نویسنده :
ماماني و بابايي
10:18




