اميررضااميررضا، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه و 20 روز سن داره

عشق ماماني و بابايي

سفرنامه مشهد - قسمت سوم

1391/5/4 13:45
262 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزيزم

سه شنبه 91/4/13سومين روز از سفرمونه. از طرف ديگه هفت ماهگي تو هم بود. عزيزم اول هفت ماهگيت را بهت تبريك ميگم هوراااااااااهورا

صبح بعد از اينكه از خواب بيدار شدم، رفتم حمام و غسل زيارت كردم. همون موقع تو از خواب بيدار شدي و من حمومت كردم. اين اولين باري بود كه به تنهايي حمومت كردم،اولش مي ترسيدم ولي خيلي سخت نبود...

بعد از خوردن صبحانه منتظر خاله مريم و عمو حسين بوديم. آخه اونا يه روز ديرتر حركت كرده بودند. بعد از ديدن اونا راهي حرم شديم. همگي به رواق دارالحجه رفتيم،اونجا هوا خيلي خوب بود و تو خيلي خوشحال بودي و ذوق مي زدي و مي خنديدي...

بعد از خوندن نماز راهي خونه شديم و يه استراحتي كرديم و شب دوباره براي زيارت رفتيم حرم. هوا خيلي خوب بود و خدا را شكر تو آروم بودي...

عزيزم خيلي دوستت داريم، بوووسسسماچقلب

امیررضا و دایی محمد - حرم امام رضا(ع)

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)