اميررضااميررضا، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه و 17 روز سن داره

عشق ماماني و بابايي

مراجعه به مطب دكتر حجت

1391/5/23 10:41
318 بازدید
اشتراک گذاری

خوشكلم سلام

عزيزم شما دو سه روزي بود كه خيلي بي تابي مي كردي، راستش يه ده روزي هم ميشد كه توي دفع مشكل داشتي و خيلي زور ميزدي، الهي بميرم بعضي وقتا از درد گريه مي افتادي...خلاصه تصميم گرفتيم كه ببريمت دكتر. بابايي كار داشت و خودم ماشين برداشتم. خدا را شكر توي صندليت نشستي و آقا بودي، البته صندلي را جلو گذاشته بودم، اين اواين باري بود كه دوتايي تنها توي ماشين بوديم و ماماني رانندگي مي كرد. دكتر يه سري دارو داد. من بابت اين موضوع كه بايد تو را به چشم پزشك نشون بدم هم سوال كردم، كه آقاي دكتر حجت گفتند از نظر علمي اين كار بايد تا قبل از يك سالگي انجام بشه، ولي اين پسري كه من مي بينم از وقتي  كه اومدي مرتب داره همه جا را چك مي كنه و هيچ مشكلي نداره... ماماني اينقدر شيطون نباش ديگهزبان 

پي نوشت : اميررضا خان، اين بي تابي شما به اين دليل بود كه مي خواستي دندون در بياري، الهي فدات بشه مامان، دو تا دندون ديگه درآوردي، بالا دندوناي جلو، راستش  الانم يه خورده بي تابي، دو تا ديگه از دندوناتم ورم كرده، خدا كنه زود بيرون بياد...

عزيزم خيليييييييييييي دوستت داريم، بووووووووسسسسسقلبماچ

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)