پختن آش
امیررضا جونم سلام گلم خاله زهرا و خانواده اش رفتند مکه... خاله زهرا غیر از مامان جون کسی دیگه ای ندارند... واسه همین مامان جون خیلی دلشون می خواست واسه شون آش پشت پایی بپزند... ما هم به قول خودمون شخشون گرفتیم و با توجه به اینکه با سالگرد خدابیامرز باباحاجی یکی شده بود، آش را پختیم. این را هم بگم دفعه اولی بود که آش می پختیم که به نظرم خداییش خیلی خوب شده بود اینو هم بگم شما این وسطا خیلی خوشحال بودی و مرتب دستی بر شیطونی می بردی... مثلا همه سیرها را ریز ریز کرده بودیم و آماده داخل آبکش بود که شما یه عالمه روغن ریختی روش هم سیر داغا خراب شد و هم فرش مامان جون خدا را شکر که اون روز هم به خوبی گذشت... عزیزم خیلی دوستت داریم،...
نویسنده :
ماماني و بابايي
9:49





