ماه مبارک رمضان
گل پسر سلام امسال ماه رمضان برعکس سالای قبل باید روزه میگرفتم. سختی روزه یه طرف و شیطونایی تو یه طرف همچنین میخواستیم یه افطاری بدیم که البته عمو مهدی و خاله بهناز برای اولین بار مهمون ما بودند. خونه خودمون که هم تو نمیگذاشتی من به کارام برسم و هم یه جای پاک واسه اش جا نذاشتی... واسه همین مهمونی را کافه باغ تالار فرهنگیان گرفتیم. خداییش خوش گذشت و تنوعی بود. فقط اونجا آب داشت که شما حسابی شیطونی کردی و تمام لباساتا خیس کردی... تو ماه رمضان خورد و خوراکت کمتر شده بود و اکثرا موقع افطار خوب غذا می خوردی و وقتی مثلا میگفتم مامانی بیا نهار بخور، میگفتی حوزه ام یعنی روزه ام، الهی دور روزه گرفتنت برم فسقلی مامان تو شبای قدر دو شب...
نویسنده :
ماماني و بابايي
14:38






