اميررضااميررضا، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه و 19 روز سن داره

عشق ماماني و بابايي

خونه تکونی

1393/1/3 19:24
424 بازدید
اشتراک گذاری

وروجک مامان سلام

واااااااااااااااییییییییی مردم از خستگی!!!!!!

چقدر کار داشتیم و همه ی کارا مونده بود واسه این دو روز آخرعصبانیمن و بابایی از اینور تمیز می کردیم، شما از اونور میریختیمنتظر نمی دونم چه حساسیتی داری به کتابخونه، مامان جان تا من مرتب میکردم، پشت سرم همه ی کتابا را میریختی پایین!!!!! 

همه ی قابلمه ها را بیرون گذاشته بودم، شما داشتی باهاشون آش می پختی... یه دفعه صدای بابایی بلند شد!!!! امیررضا!!!! فهمیدم یه خرابکاری تازه کردی... اومدم دیدم بله،،، هرچه خاکشیر بوده ریختی توی قابلمه ها، بعدم آب ریختی روشون!!!! 

خدا را شکر که گذشت، اووووف خیلی خسته شدیم، من که تا چند روز بعدش خسته خسته بودمنگران

عزیزم خیلی دوست داریم، بووووووووووسسسسقلبماچ

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

خاله ندا
14 فروردین 93 0:41
خداییش خاکشیر خیلی باحال بودوانشالله بچه ها سالم باشن و شیطونی کنن.خدا حفظت کنه خاله جان
ماماني و بابايي
پاسخ
ایشاالله خدا نی نی شما را هم حفظ کنه