سفرنامه مشهد - قسمت دوم
عزيزم سلام دوشنبه صبح بعد از اينكه از خواب بيدار شديم و من براي شما حريره بادام درست كردم، تصميم گرفتيم حركت كنيم. باباحسين دوست داشتند كه به آب گرم فردوس بريم، اخه چند سال پيش پاشون خارش پيدا كرده بود و با رفتن به اين آب گرم خوب شده بود ولي من دوست نداشتم آخه راستش را بخواي تميز نيست. خاله زهرا پيشنهاد كردند كه به آب گرمي كه اطراف طبس هست،بريم. بقيه موافقت كردند. منم ته دلم راضي بودم ولي نگران گل پسرم بودم كه خداي نكرده مريض نشه... خلاصه حركت كرديم. 45 دقيقه اي تا طبس فاصله داشت. بعد از گذشتن از يك جاده خاكي به آب گرم مرتضي علي رسيديم. خيلي خيلي قشنگ بود. يه رودخانه اي را بايد مي گرفتيم و مي رفتيم . يك طرف رودخانه آبش گرم و طر...
نویسنده :
ماماني و بابايي
14:17






