مبارك،مبارك،مباركه،مبارك
سلام عزيز دلم،خوشكلم،نفسم عزيز دل مامان بهت تبريك ميگم عزيزم ديروز اولين مرواريدت جوونه زد ديروز خونه مامان بزرگ بوديم،بعد نهار خيلي لثه هات را به هم ميماليدي،اصلا عجيب كلافه بودي بابايي دستاشو شست و لثه هات را خواست ماساژ بده كه يه كم آروم تر بشي،خلاصه وقتي دستشو به لثه ات زد، داد زد كه سر زده، منم خيلي سريع دستام را شستم و تيزي دندون قشنگت را لمس كردم عزيزم از دو ماهگي درگير بودي و خيلي اذيت شدي ولي خدا را شكر از وقتي بيرون اومده آروم تري بابايي مي خواد واست جشن دندوني بگيره ايشاالله وقتي گرفتيم با خبرهاي تكميلي ميام عزيزم ديشب ترنم گوشش درد گرفت،طفلي كلي گريه كرد من و بابايي خيلي ناراحت شديم، وقتي ...
نویسنده :
ماماني و بابايي
10:16






