اميررضااميررضا، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه و 18 روز سن داره

عشق ماماني و بابايي

شش ماهگي

1391/3/14 18:12
310 بازدید
اشتراک گذاری

نازنينم سلام

گل پسل،قند عسل، نبات مامان شما ديروز شش ماهه شدي،هوراااااهورا شش ماهگي مبارك گلمقلب ببخشيد ماماني كه ديروز تبريكم را ننوشتم آخه ديروز واكسن داشتيناراحت ديروز صبح من و تو و بابايي به همراه مامان بزرگ رفتيم درمانگاه شماره 9، آقايي كه واكسن هاي قبلي تو را زده بودند،ديروز مرخصي بودندخنثی خانم جداري كه در بخش رشد هستند، واكسن اين دفعه را زدند. راستش من يه كم نگران بودم آخه مي ترسيدم بيش تر درد بكشي ولي خدا را هزار مرتبه شكر،اين دفعه از دفعه هاي قبل بهتر بوديلبخند فقط يه كم تب كردي كه من هر شش ساعت يك بار بهت قطره استامينوفن دادم،الهي مامان فدات بشه گل پسرمقلب 

بعد از واكسن به خونه مامان بزرگ رفتيم و تا شب اونجا بوديم . عمو مجتبي و خاله فاطمه و ترنم هم بودند. وقتي من ترنم را بغل مي كردم تو گريه كردي و مي خواستي بياي بغلمبغل 

شب هم براي خريد روز پدر با بابايي رفتيم بيرون،يه لباس خوكشلم واسه تو گرفتيم،آخه تو هم واسه خودت مردي شدي ديگه،الهي مامان فدات بشه ماچ 

اين ماه زياد وزن نگرفته بودي،آخه عزيز مامان سرما خورده بودي و نمي تونستي خوب شير بخوريگریه 

مامان جون شما تا حالا چهار بار دده گفتي ولي در كل زياد مسلط نيستي و نياز به تمرين بيش تري داريیول 

در چهارماهگي دوبار در حاليكه روي دستاي بابايي خوابيده بودي،غلت زدي و بعد از اونم چند بار از روي بالشت غلتيدي ولي در كل تنبل خان خودمي،آخه نازگل مامان بدجور بغلي شدي،بله عزيزم بغل شدن بيش تر حال ميدهاز خود راضی 

دو روزه كه توي روروئك گذاشتيمت،خداييش خيلي راحت تره؛حداقا يه يك ساعتي اونجا بندي و من مي تونم كمر صاف كنم و به كارام برسمزبان خداييش يه كم كه جلو ميري كلي ذوق مي كني...

مامان جون از هفته قبل توي ماشين تو صندلي خودت ميشيني،راستش اوايل من و بابايي نگران بوديم كه گريه كني و نشيني ولي خدا را شكر اگه سير باشي و ماشين در حال حركت باشه،گريه نمي كنيمژه  

اين دندونات هم كه به قول آقاي دكتر قصد جوانه زدن ندارند،كلي اذيتت مي كنن، خدا كنه زود بيرون بيان...

از دوشنبه بهت حريره بادام ميدي،خدا را شكر دوست داري،خدا كنه تو غذا خوردن اذيتم نكنيمتفکر 

خوب عزيزم ببخش كه اين پست طولاني شد آخه اينترنتمون تموم شده بود و بابايي فرصت نكرده بود تمديد كنهابرو 

عزيز دلم خيلي دوستت داريم،مواظب خودت باش،بوسسقلبماچ 

امیررضا و دایی جواد،روز قبل از شش ماهی،پارکی در تفت

امیررضا در صندلی ماشین

امیررضا در روروئک

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

زهرا
16 شهریور 91 14:00
مبارکتون باشه