خبراي هفته پيش
سلام عزيز دل مامان يه مدتيه كه مي خوام واست بنويسم ولي جور نميشه . گلم دوشنبه هفته قبل شما واكسن سه گانه را زدي و دوتايي رفتيم خونه مامان بزرگ. حدوداي ظهر بود كه تو كلي بي تابي كردي بعد يه كم آروم شدي. من مي ترسيدم تب كني كه خدا را شكر به خير گذشت. همون شب بابايي بايد مي رفت تهران ماموريت من و تو هم رفتيم خونه مامان جون. خلاصه دو روز گذشت و بابايي برگشت براي مامان يه روسري خوشكل و براي تو يه لباس خيلي ناز و ماماني آورد اينطوري تو اولين هديه را از بابايي گرفتي دست بابايي درد نكنه راستي همزمان با اومدن بابايي دايي محمد هم اومد.البته فقط چند روزي يزد نبود و الانم تو راه برگشته. ايشاالله همه مسافران سالم به ...
نویسنده :
ماماني و بابايي
10:20





