اميررضااميررضا، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه و 18 روز سن داره

عشق ماماني و بابايي

روز مادر و پدر

1393/6/9 19:08
442 بازدید
اشتراک گذاری

امیررضا جونم سلام

می دونم که این روزا گذشته ولی جاش توی وبلاگ تو خالیهمحبت من خیلی خوشحالم که مادرم، خیلی خوشحالم که تو و بابایی را دارم... هر چند بعضی وقتا از دست جفتتون عصبی میشمخندونک 

تو خیلی شیرین تر شدی، دیگه همه چی میگی، تازگیا زبون پیدا کردی و جواب هم میدیشاکی هنوز حرف ( خ ) و ( س ) را خوب نمیتونی بگی؛به جای خاله میگی آله، به جای سیب میگی ایسب و ....

می دونم که بابایی هم خوشحاله که تو را داریم، خیلی ناقلایی و صبحا تا از خواب پا میشی اول احوال اونو میگیری و گاهی وقتا اونقدر دلتنگی که مجبورم میکنی بهش زنگ بزنم...

عزیزم از طرف تو این روزهای قشنگ را به خودم و بابایی تبریک میگم، راستی یادم رفت بگم امسال اولین سالی بود که واقعی واقعی بهم گفتی: مامانی روزت مبارک و من کلی خوشحال شدمبوس

عزیزم خیلی دوستت داریم، بووووووسسسبوسمحبت

پسندها (1)

نظرات (1)

خاله ندا
9 شهریور 93 19:40
نازی انشالله خدا بچه ها رو زیر سایه پدر مادر ها سالم نگه داره.عزیزم قدر مامان مهدیه رو بدون .خیلی واست زحمت میکشه
ماماني و بابايي
پاسخ
ایشاالله، ممنون خاله ندای مهربون