اميررضااميررضا، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه و 18 روز سن داره

عشق ماماني و بابايي

خبراي هفته پيش

1390/12/8 10:20
257 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزيز دل مامان

يه مدتيه كه مي خوام واست بنويسم ولي جور نميشهخجالت. گلم دوشنبه هفته قبل شما واكسن سه گانه را زدي و دوتايي رفتيم خونه مامان بزرگ. حدوداي ظهر بود كه تو كلي بي تابي كرديگریه بعد يه كم آروم شدي. من مي ترسيدم تب كني كه خدا را شكر به خير گذشت. همون شب بابايي بايد مي رفت تهران ماموريتناراحت من و تو هم رفتيم خونه مامان جون. خلاصه دو روز گذشت و بابايي برگشتلبخند براي مامان يه روسري خوشكل و براي تو يه لباس خيلي ناز و ماماني آوردقلب اينطوري تو اولين هديه را از بابايي گرفتيماچ دست بابايي درد نكنهقلب راستي همزمان با اومدن بابايي دايي محمد هم اومد.البته فقط چند روزي يزد نبود و الانم تو راه برگشته. ايشاالله همه مسافران سالم به مقصد برسند دايي ممد هم سالم و سلامت به زنجان برسهلبخند 

خوب گلم دوستت داريممممممقلب

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)