سرماخوردگي
گل پسري سلام
الهي دورت بگردم ماماني
فدات بشم عزيزم
گل مامان تو هفته پيش ريه ات چرك كرده بود و توي بيمارستان بستري شده بودي
الهي بميرم مامان جون،اينقدر اذيت شدي كه نگو
دست و پاهات را سوراخ سوراخ كردند تا رگ پيدا كنند
آخه يكي بگه مگه ني ني هاي ما وسيله تمرين شماها هستند
عزيز دلم پنج روز لعنتي من و شما تو بيمارستان بوديم،تازه آقاي دكتر نمي خواست مرخصت كنه كه با رضايت بابايي خودمون بيرونت آورديم و تو را پيش يه دكتر ديگه برديم. آقاي دكتر بهت دارو داد و گفت مشكلي نداري
الهي بميرم اين دارو خوردنت هم مكافاته
آخه ساعتش طوريه كه معمولا خوابي و ما بايد بيدارت كنيم و دارو بريزيم تو دهانت،تو هم كلي گريه مي كني
عزيزم مي دونم سخته ولي براي سلامتي خودته
از وقتي كه از بيمارستان اومدي بهونه گير و حساس شدي ، البته عزيز دلم حق داري آخه خيلي اذيت شدي
خدا كنه زود زود خوب بشي و ديگه هيچ وقت مريض نشي...
تنها خبر خوش هفته قبل تولد دخترعموت، ترنم بود
. خدا را شكر صحيح و سالم پا به اين دنيا گذاشت
به خاطر مريضي تو و اينكه ما ترسيديم ني ني كوچولو سرما بخوره هنوز به خونه عمو مجتبي نرفتيم. حالا كه خدا را شكر بهتري فردا خونه عمو مجتبي دعوتيم.ميريم تا ني ني عمو را ببينيم
عزيزم خيلي دوستت داريم، تو را خدا ديگه مريض نشو كه من و بابايي طاقتشو نداريم....
مامان جون بيا دعا كنيم خدا همه ني ني ها را صحيح و سالم واسه مامان و باباهاشون نگه داره و هرچه ني ني مريضه زود زود خوب بشه. آمين
اينم عكس خوكشل خودمم در بيمارستان



سرماخوردگي
