اميررضااميررضا، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه و 17 روز سن داره

عشق ماماني و بابايي

يازده ماهگي

1391/8/13 16:57
234 بازدید
اشتراک گذاری

گل پسر، قند عسل، يكي يه دونه، آقا كوچولوي خونه سلام

شاخ شمشاد مامان ديگه واسه خودت مردي شدي، عزيزم شما امروز يازده ماهه شدي، هوراااااااااااااااااااا  يازده ماهگي مبارك، يازده ماهگي تو مصادف شده با عيد غدير،بزرگترين عيد شيعيان، تو پارسال وقتي توي شكم ماماني بودي از سعيد آقا عيدي گرفتي و اين اولين عيدي اي بود كه گرفتي...

گلم خيلي خوشحالم كه بزرگ شدنت را به عينه دارم مي بينم، يه جايي خوندم بچه ها مثل فرشته ها مي مونند كه هرچي بزرگتر ميشن بال هاشون كوچيك تر ميشه، گلم دلم مي خواد تو همين طور كه بزرگ ميشي مثل فرشته ها پاك و نجيب بموني و اين پاكي اي كه خدا در وجودت گذاشته را مثل خيلي از ماها فراموش نكني.... 

عشقم توي اين ماه تو ني ناي ناي و دست دست و باي باي را دوباره به ياد آوردي البته خودت مي خوني و مي رقصي، آوازت هم دده دده بابا باباست، الهي بگردم خيلي اين كارت نمك داره... چاكريم را ياد گرفتي، دلت مي خواد وقتي ايستادي دستت را ول كني، البته اين كار را انجام ميدي ولي فقط چند ثانيه مي توني تحمل كني.... كلمه ي جديدي كه ياد گرفتي (لالا) و ( اين جيسه )  البته به همه چيز ميگي و بعد كار خودت را مي كني.... وقتي واست آواز مي خونيم خودت هم همراهش مي خوني.... از آبگوشت ديگه زياد خوشت نمياد و بيش تر كته ماهيچه را ترجيح ميدي.... كنترل تلويزيون را جلوش ميگيري تا شبكه را عوض كني.... تب سنج را مي گيري كنار گوشت تا مثلا دماي بدنت را اندازه بگيري، عاشق توپ بازي و ماشين بازي هستي، هرچيزي كه دستت برسه را ماشين فرض ميكني و غان غان مي كني، هروقت دلمون خواست از اين كارات فيلم بگيريم تو نذاشتي آخه عاشق دوربيني و ذوق ميزني و ميپري طرفش، كتاب را باز مي كني و با انگشت روش اشاره مي كني و مي خوني، تلفن را ميگيري كنار گوشت والو مي كني، خلاصه كلي شيطون شدي و كلي خودت را واسه ماماني و بابايي به شيوه هاي مختلف لوس مي كني....

عزيزم خيلي دوستت داريم، بووسسسقلبماچ

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)