اميررضااميررضا، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه و 18 روز سن داره

عشق ماماني و بابايي

ده ماهگي

1391/7/13 22:03
252 بازدید
اشتراک گذاری

اميررضا جونم سلام

گل پسر، قند عسل، نبات مامان شما امروز ده ماهه شدي، هورااااااااااااااااااااااااااهوراهورا

الهي مامان فدات بشه ، سالم باش و تند تند بزرگ شو، تو اين دو هفته كه مريضي، شيطونيات كم تر شده و آروم شدي، همگي دلمون براي شيرين كاريهات تنگ شده البته خدا را هزار مرتبه شكر خيلي بهتري، حالا فقط آبريزش داري و سرفه ميكني...

گلم تو دست ميگرفتي و بلند ميشدي، الان وقتي بلند شدي راه هم ميري، كنار گهواره ات مي ايستي و تاب ميدي و لالايي ميخوني، خيلي اين كارت نمك داره، يه بار بابايي يه عروسك گذاشت داخل گهواره ات، تو عصباني شده بودي و مي خواستي پرتش كني بيرون، كلي از دستت خنديديم... خيلي از بابايي حساب ميبري، مثلا مي خواي داخل يه اتاق بري، اگه بابايي بگه نرو، ميشيني دم در اتاق و هي غر ميزني...تازگيا توي دوچرخه ات نشوندمت، خيلي خوشت اومده و همش مي خواي سوار بشي و من برونمت، ياد گرفتي وقتي چيزي داري مي خوري اگه بهت بگم به ماماني هم بده، دستت را جلو مياري و مي خواي دهنم كني، وقتي ماشين لباسشويي داره كار ميكنه ميري جلوش ميشيني و ميخكوب ميشي، خداييش كه خيلي شيطون تو شيشه كنه... عزيزم خلاصه يه عالمه كارهاي بامزه ميكني، فدات بشم ماماني...

دده، بابا، ماما، آبو و يه خورده اصوات ديگه را ميگي، البته ماما را خيلي وقته ميگي ولي بابايي تازه قبول كرده، ميگه قبلش اصوات بوده ولي حالا چون وقتي چهار دست و پا دنبال ماماني مياي ميگي ماما پس معني اش را فهميدي، من موندم چطور همون اول كه گفتي بابا اصوات نبود!!!!!!

عزيزم احساس ميكنم اين ماه وزن كم كردي، البته دوري و نخوردن شير و چهار دست و پا رفتن از يه طرف و صد البته مريضي از طرف ديگه باعث شد كه يه كم لاغزتر بشي...

عزيزم مواظب خودت باش، قوي باش، سعي كن هميشه سالم باشي، گلم خيلي دوستت داريم، بوووسسسماچقلب

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)