اميررضا خان به آرايشگاه مي رود
قندعسلم سلام
گلم موهاي سرت بدجوري بلند شده بود و بابايي مي خواست كه به آرايشگاه ببرتت ولي من به دليل سردي هوا مخالف بودم. بالاخره بابايي موفق شد و تو جمعه 91/07/21 براي اولين بار رفتي آرايشگاه دوست بابايي، آقاي يحيي هوشياري. اولش پسر آقايي بودي و مي خنديدي ولي وقتي آقاي آرايشگر خواستند با ماشين كنار گوشت را خط ببندند ترسيدي و گريه كردي و از اون موقع ديگه نشد خيلي خوب درستت كنند. خلاصه منم دوربين را برداشته بودم كه ازت عكس بندازم كه زوركي يه دو سه تايي بابايي انداخت. الان عزيز مامان خيلي آقا شدي، فداي گل پسرم بشم كه خيلي مردونه تر شده
عزيزم خيلي دوستت داريم، بووووسسس

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اميررضا خان به آرايشگاه مي رود
