اميررضااميررضا، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه و 18 روز سن داره

عشق ماماني و بابايي

ولنتاین

1392/11/25 11:59
278 بازدید
اشتراک گذاری

عسیسم سلام

ولنتاین مبارکهوراهوراهورا امسال ولنتاین واقعا سورپرایز شدم... اصلا فکر نمیکردم بابایی یادش باشه، شب ساعت حدودای 12 بود که بابایی آشغالا را بیرون برد و وقتی اومد با یه خرس خوشمل قرمز واسه من و یه ماشین واسه تو و یه بسته شکلات اومد... دوتایی کلی ذوق کردیم... من از اینجا به بابایی میگم،عزیزم ولنتاین مبارک،خیلی خوشحالم که سه تایی در کنار هم هستیملبخند بالاخره زندگی بالا و پایینی خودش را داره ولی امیدوارم مشکلات زندگی هیچ وقت عشقمون را کمرنگ نکنه... ممنونم از اینکه مزه عشق را بهم فهموندیقلب

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

خاله ندا
26 بهمن 92 19:59
سلام ببخشید دیر اومدم ولی خداییش باریکلا داره عجب حوصله ای داری مامان مهدیه!!!منم کلا دفتر خاطرات دارم ولی حالا دیگه باید تلاش کنم به جای دفتر توی وبلاگ بنویسم[ پاسخ]سلام خاله جون خوش اومدی
خاله ندا
26 بهمن 92 20:04
سلام ماشالله باریکلا به حوصله ات مامان مهدیه!!!!من از بچگی تا حالا دفتر خاطرات دارم بچه که بودم مامانم واسم مینوشته !!!!حالا ما باید واسه بچه هامون وبلاگ بنویسیم !!!!!میبینی تو رو خدا !!!عجب زمونه ای شده[تایید ]
ماماني و بابايي
پاسخ
سلام،آره به خدا،بازم ایشاالله سلامتی باسه...
غزاله
27 بهمن 92 21:48
دورت بگردم اقا کوچولو.
ماماني و بابايي
پاسخ
خدا نکنه خانم...
علامه کوچولو
1 فروردین 93 9:28
سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت بادت اندر شهریاری برقرار و بر دوام سال خرم، فال نیکو، مال وافر، حال خوش، اصل ثابت، نسل باقی، تخت عالی، بخت رام ******** سال نو مبارک ********