اميررضااميررضا، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه و 17 روز سن داره

عشق ماماني و بابايي

تولد يك سالگي اميررضا به قمري

1391/9/3 14:17
257 بازدید
اشتراک گذاری

نفسم سلام

تولد تولد تولدت مبارکهوراهورا

گل پسرم، قند و نبات، جیگر طلا، جوجو فسقلی، شیطون بلا، جون مامان شما امروز به سال قمری یک ساله شدی، یعنی یک روز مانده به تاسوعا... عشق مامان وقتی پارسال را یادم میاد، کلی خدا را شکر می کنم که تو را برای من و من را برای تو و البته جفتمون را برای بابایی صحیح و سالم نگه داشت... شب توی ماشین، وسط جمعیتی که داشتند واسه امام حسین (ع ) و حضرت عباس عزاداری می کردند و یه مامانی که اصلا حالش خوی نبود، داغ شده بودم، خیلی داغ.... حالت تهوع شدید، دیگه تحمل نداشتم، وسط سرمای آذرماه دلم می خواست خودم را از پنجره ماشین پرت کنم بیرون... حال عجیبی داشتم، رسیدیم خونه مامان فاطمه، دستشویی و استفراغ و ستاره های نورانی، به هیچ کس چیزی نگفتم، دلم نمی خواست به بیمارستان برم، ولی رفتم، آزمایش و مسمومیت حاملگی، توی بیمارستان ساعت 12 شب پذیرش شدم، دل نگران بابایی بودم، ساعتی گذشت، سزارین و گل پسر مامان ساعت 6:15 اولین گریه زندگی اش را کرد... الان که دارم می نویسم کلی گریه ام میاد ... دلم می خواد بپرم و بغلت کنم اما متاسفانه سرما خورده ای و خوابیدی... گل پسرم دلم می خواد جوری تربیتت کنیم که همه از بودن با تو لذت ببرن... مامانی دلم می خواد جوری زندگی کنی که وقتی به یه جایی وارد میشی همه خوشجال بشن، نه اینکه بگن وایییییییی دوباره اومد... عشقم دلم می خواد موفق باشی، خیلی موفق، مهم نیست که  مهندس باشی یا پزشک، کارمند باشی یا کارگر، لیسانس باشی یا فوق لیسانس، مهم اینه که مرد باشی، وقتی مرد باشی یعنی ایمان داری؛ یعنی صداقت داری، یعنی مهربونی داری، یعنی غرور داری، یعنی گذشت داری و یعنی خیلی چیزای خوب دیگه داری، اونوقته که مایه سربلندی من و بابایی میشی....

نفسم امیدوارم خدا همه بچه ها را واسه مامان، باباهاشون نگه داره، ایشاالله تو قند عسلم هم همیشه سالم و سلامت باشی و سرما خوردگیت زودتر خوب بشه... امیدوارم سایه پدر و مادرها هم بالای سر بچه ها باشه و چراغ هیچ خونه ای بی موقع خاموش نشه....

عزیزم خیلی دوستت داریم، بوووسسسسقلبماچ

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)