اميررضااميررضا، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه و 18 روز سن داره

عشق ماماني و بابايي

مريضي باباحاجي

1391/1/5 18:31
340 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عسلكم

ديروز باباحاجي،بابابزرگ ماماني، از مشهد برگشتند. توي راه خونريزي داشتند و واسه همين فردوس بستري شده بودند. بعد از تزريق دو كيسه خون و بهبودي نسبي راهي يزد شدند. طرفهاي شب باز خونريزي داشتند كه به صلاح ديد دكتر بستري مي شوند. امروز صبح معلوم شده كه يه توده اي داخل مثانه شون است و بايد عمل بشن، عزيزم خيلي خيلي ناراحتمناراحت و خيلي هم نگران مامان جونم،خدا كنه چيز خاصي نباشه...

دوستان عزيز ازتون خواهش مي كنم بعد از خوندن اين پست براي شفاي همه ي مريضا خصوصا باباحاجي من دعا كنيد و يه صلوات بفرستيد... ممنون

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

مامان سونیا
6 فروردین 91 12:54
باز هفت سين سرور ماهي و تنگ بلور سکه و سبزه و آب نرگس و جام شراب باز هم شادي عيد آرزوهاي سپيد باز ليلاي بهار باز مجنوني بيد باز هم رنگين کمان باز باران بهار باز گل مست غرور باز بلبل نغمه خوان باز رقص دود عود باز اسفند و گلاب باز آن سوداي ناب کور باد چشم حسود باز تکرار دعا يا مقلب القلوب يا مدبر النهار حال ما گردان تو خوب راه ما گردان تو راست باز نوروز سعيد باز هم سال جديد باز هم لاله عشق خنده و بيم و اميد عید شما مبارک