اميررضااميررضا، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه و 18 روز سن داره

عشق ماماني و بابايي

اولین برف زمستونی

1392/10/17 15:20
174 بازدید
اشتراک گذاری

عسیسم سلام

آخ جوننننننننننننن، بالاخره برف اومدنیشخند فکر نکنی ما برف ندیده ایما، خداییش آخرین باری که خش برف اومد 5 سال پیش بودهیپنوتیزم دیروز خیلی نمک داشتی، وقتی اومدم خونه مامان فاطمه دنبالت، مرتب می گفتی برف، بارون ، یخ واسه همه هم توضیح می دادی، شب هم به بابایی می گفتی بیرون نره، می گفتی ماشین یخ، برف، بعدم الکی لرز می کردی و میدویدی کنار شوفاژ، وقتی هم می گفتیم بریم بیرون، تویی که عاشق ددر بودی، می گفتی نه یخ، برف... کلی از دستت خندیدیم...

هوا بی نهایت سرده و امروزم مدرسه ها تعطیل شده و خوش به حال بچه ها، بین خودمون بمونه منم خوشحال شدم، آخه تو سرما خوردی و روز قبل خیلی مامان فاطمه را اذیت کرده بودی و من از دیشب عزا گرفته بودم که چطوری صبح به این زودی، توی سرما بیرونت ببرمناراحت 

گلم امیدوارم قلبت مثل این برفی که اومده همیشه سفید سفید باشه، پاک پاک البته به یخی اون نباشهلبخند

عزیزم خیلی دوستت داریم، بووووووووووووووسسسسسسسسسقلبماچ

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

sanahamidipoor
17 دی 92 21:46
دوست دارم
ماماني و بابايي
پاسخ
ممنون خانمی
غزاله
18 دی 92 10:10
سلام پسر کچولو... عکسم گرفتی؟؟؟
ماماني و بابايي
پاسخ
واست به زودی میذارم...
نيكو
21 دی 92 13:36
مهديه جون ميبينم داري مامان ماماني ميشي
ماماني و بابايي
پاسخ
کاش تو هم زودتر مامانی بشی