اميررضااميررضا، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه و 18 روز سن داره

عشق ماماني و بابايي

بازم تولد

1390/10/21 14:23
314 بازدید
اشتراک گذاری

اميررضاي گلم سلام

ماماني همون طور كه بهت قول داده بوديم جشن تولد يك ماهگيت را خونه مامان بزرگ گرفتيملبخند ولي خوب به دلايلي كه واست گفتم در اصل 35 روزت بودقلب شب خوبي بود. الهي مامان دورت بگرده اينقده اون شب قشنگ گردن گرفتيعینک 

راستي مامان جون ديشب قشنگ گفتي اوقون، من و بابايي كه كلي كيف كرديمماچبغل حالا ازت فيلم گرفتم كه بعدا بهت نشون ميدماز خود راضی مامان جون و دايي جواد هم ديدند و كلي خوششون اومدقلب 

خيلي خيلي دوستت داريم، مواظب خودت باش گلم، بوس بوس بوسماچقلب

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

خاله جون
21 دی 90 20:39
سلام خاله جون. امروز خیلی خسته شدم اما وقتی عکستو دیدم خستگیم در رفت. الان که نگات میکنم میخوام کپاتو بکنم تو دهان و دندوش بگیرم ایشاله وقتی بزرگ شدی همین کار را انجام میدم


خاله جون ، چقه خشانت !!! دردم مياد كه
خاله جون
22 دی 90 7:53
لطفا مامانش جای بچه اظهار نظر نکنه هر چی از خاله رسد نیکوست

خاله جون مامانش نبوده،باباش بوده

مامان جون
24 دی 90 21:57
مامان جون فدات بشه

خدا نكنه مامان جون،ايشاالله هميشه سايه تون بالا سرمون باشه

ثمین
30 بهمن 90 20:11
سلام اومدم ازتون دعوت کنم تا از نمایشگاه هفت سین دنیای نفیس دیدن کنید منتظرتون هستم