اميررضااميررضا، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه و 17 روز سن داره

عشق ماماني و بابايي

یک سال و یازده ماهگی

1392/8/13 21:26
306 بازدید
اشتراک گذاری

عزیزم سلام

گلم چشم به هم بزنیم، ایشاالله وقت دامادیته، خیلی خوردنی شدی، یه بار رفته بودیم سوپری، یه پفک برداشتی و به فروشنده گفتی: آقا، این، پول... کلی از دستت خندیدیم... دوست داری پول توی جیبت باشه، چند روز پیش از دستشویی بیرون اومدم، گفتی مامان جون آمدند. از اون روز هر که میاد میگی آمدند. از وقتی از شیر گرفتمت خیلی دست بزن پیدا کردی، هر نی نی می بینی میگی اه، و می خوای بزنیش و من فقط خجالت میکشم، با مشاور مدرسه هم صحبت کردم، میگن حق داری، ولی من خودم را جای مامان نی نی ها میذارم و یادم میاد که پارسال وقتی کتک می خوردی چقدر ناراحت میشدم، واسه همین دعوات میکنم اما فایده ای نداره...هرچند خانم دهقان گفتند فقط حداست را پرت کنیم، خیلی روی ترنم حساس شدی و همش میخوای موی اونو بکشی، توی خونه هم اگه صحبتی بشه میگه ترنم بدی!!!!! اه ، مو ، جیس، یعنی ترنم بدی میکنه و تو باید موشو بکشی، خدا کنه زودتر یزرگ بشی و نصیحت های من اثر کنه، تا پارسال که باید مواظب باشیم که کتک نخوری، امسال هم باید مواظبت باشیم که نزنی...

خدا را شکر قضیه شیر را دیگه یادت رفته و خیلی کم، احوالش را می گیری، اولش خیلیییییییییی ناراحت بودم ولی حالا میگم خدا را شکر که گذشت...

عزیزم خیلی دوستت داریم، بووووووووووووسسسسسسس

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

فریده
13 آذر 92 20:12
سر بزن