اميررضااميررضا، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه و 23 روز سن داره

عشق ماماني و بابايي

عروسی مرجان خانم و آقا مجتبی

1392/7/8 12:21
814 بازدید
اشتراک گذاری

امیرخان سلام

عروسی مرجان خانم و پسردایی مجتبی مامان در اصفهان برگزار شد. نزدیکای ظهر بود که ما رسیدیم، بعد از کمی استراحت رفتیم سیتی سنتر اصفهان و یه چزخی زدیم. بعدم حاضر شدیم واسه عروسی، عروسی هتل شاه عباسی بود و تا منزل ما راهی نبود ولی به علت ترافیک وحشتناک یه ساعتی توی راه بودیم، عروسی خوب بود ولی خوب ما یزدیا یه کم احساس غریبی می کردیمخجالت فردای اون روزم اصفهان بودیم و رفتیم میدون امام گشتی زدیم و خریدی کردیم. بعدم رفتیم واسه نهار بریونی بخوریم، تو خواب بودی و بهد نهار موقعی که داتشم از مغازه بیرون می اومدیم دستت را به سینی روی آتیش زدی و از خواب پریدی، بمیریم خیلی گریه کردیگریه خدا را شکر که به خیر گذشت... بعد از اونم به سمت یزد حرکت کردیم...

عزیزم خیلی دوستت داریم، بوووووووسسسسسماچقلب

امیررضا جون، هتل شاه عباسی اصفهان

امیررضا جون، دایی جواد و مطهره جون، بازار امام اصفهان

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

bahar amin
4 آذر 92 14:18
ﺍﻗﺎ ﻛﻮﺟﻮﻟﻮ ﺯﺍﻳﻨﺪﻩ ﺭﻭﺩ ﺍب داشت