اميررضااميررضا، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه و 18 روز سن داره

عشق ماماني و بابايي

صد روزگي

1390/12/26 8:36
504 بازدید
اشتراک گذاری

اميررضاي گل مامان سلام

22ام بابايي رفته بود دندان پزشكي كه دندونش را عصب كشي كنه. وقتي به خونه اومد يه كيك شكلاتي خوكشل دستش بود و گفت اين براي تولد 100 روزگي پسل گلمونههورامنم كلي ذوق كردماز خود راضی. شبش سه تايي تولد گرفتيم و يه عالمه عكساي خوكشل انداختيمماچ

كيكمونم سه قسمت كرديم و براي مامان جون اينا و مامان بزرگ اينا برديم ....

اين پست را مي خواستم زودتر بذارم ولي بابايي لپاش ورم كرده بود و ديشب و شب قبلش كلي مريض بودآخ تازه ديشب هم ماماني دل پيچه داشت و دست و پاهاش به خاطر كمي خونه تكوني درد ميكردخنثی

گل مامان وسط نوشتن اين پست مامان جون و دايي ها اومدند خونه مونلبخند شما هم كلي غريبي كرديکلافه عزيز دلم شما براي اولين بار وقتي 64 روزت بود توي بيمارستان از بابا حسين غريبي كردي از اون به بعد هم هرجايي ميريم غريبي مي كني ناراحت تازگيا هم بغلي شدي خراببغل من و بابايي كه ديگه كمر و پا و دست واسه مون نموندهنگران يه كار جالب ديگه هم كه انجام ميدي اينه كه براي جلب توجه من و بابايي الكي سرفه ميكني تا من و بابايي كلي باهات حرف بزنيم الهي دورت بگردم كه اين همه بامزه شديماچ اون خنده هاي با صدات ما را كشته جوجوي مامانخنده 

عزيزم خيلي دوستت داريم،مواظب خودت باش، بوووووووسماچ 

اينم عكس خوكشل ماماني با عشق ماماني در روز تولد صد روزگي،ايشالله تولد صد سالگيت گل مامانقلب

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)